یه هفته است که زنداداشم تو جوونی بعد از تحمل کلی درد و زجر و سختی بر اثر سرطان فوت کرده
داداشم خیلی گریه و بی قراری میکنه، دو تا بچه کوچیک هم داره
داداشم داغون شده، نصف شده، شکسته شده
خودمونم خیلی ناراحتیم، عروسمون واقعا نمونه بود، برای برادرزاده هام دلم میسوزه که از الان باید درد بی مادری بکشن
فعلا داداشم با بچه هاش خونه مادرخانومشه چون به محل دفن زنداداشم نزدیکه
خیلی نگران داداشم و بچه هاشم، یعنی آینده شون چی میشه