2821
2789

مقنعه باید بپوشی دیگه والا من ندیدم کسی بدون مقنعه بیاد

روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟   دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته  قلبم انگار یه استخر غمه.ماه‌هاست کسی استفاده‌ش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش  میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی  و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مقنعه باید بپوشی دیگه والا من ندیدم کسی بدون مقنعه بیاد

من پنجشنبه که برای امتحان  رفتم همون  تعجب کردم‌ دختره مانتو  قرمز و روسری قرمز پوشیده بود‌ رژشم‌ ست بود باهاش  داشت‌ امتحان‌ میداد

من پنجشنبه که برای امتحان  رفتم همون  تعجب کردم‌ دختره مانتو  قرمز و روسری قرمز پوشید ...

😳😳😳😳😳

روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟   دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته  قلبم انگار یه استخر غمه.ماه‌هاست کسی استفاده‌ش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش  میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی  و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری 
بعددمن‌ حالا همچی  مشکی پوشیدم‌ ناخنامم  ریموو‌ کردم  یوقت گیر ندن پوکر شدم واقعا😐

😂😂😂😂

روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟   دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته  قلبم انگار یه استخر غمه.ماه‌هاست کسی استفاده‌ش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش  میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی  و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری 
2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز