سلام بچها شبتون بخییر. من یه ادم کاملا بی حاشیه و کمرو و همیشه سرم بکار خودم بوده و همیشه از حرف ها و قصه خای خاله زنکی نفرت داشتم اما متاسفانه خانواده شوهرم مدام دنبال این موارد هستن. شوهرم دو برادر دیگه داره که ازدواج کردن و هر دوی جاری هام با مادر شوهرم قهرن و من بهشون حق میدم چون مادر شوهرم به شدت زبون نیش و کنایه داری داره و از اونجایی که من خیلی ادم حساسی هستم و تو عمزم ببا کنایه باکسی صحبت نکردم از کنایه های مادر شوهرم ناراحت میشم و گریه میکنم و حتییبار که به شوهرم اعتراض کردم متاسفانه طرف مادرش رو گرفت و من انقدر عصبانی شدم که گفتم مادرت حقشه نوکر فلانی باشه فقط همین
شوهر منم رفت این حرفو به مامانش گفت مادرش هم از اون ادماییه که حرف اضافه میکنه و موضوعات رو اغراق و بزرگ میکنه و تلفن رو همون لحظه برمیداره و به تمام ۸ تا بچش زنگ میزنه و میگه که من گفتم «نوکر فلانی هستم» دیگه خدا میدونه چی بهش اضافه که نکرده
بعد این خواهر شوهرم برمیداره فحش و ناسزا برای من پیامک میکنه و میفرسته البته اینو هم بگم که خواهر شوهر من تعادل روانی نداره و سابقه دو بار طلاق دارهبنظرتون چطور با همچین خانواده ای که حداقل ۴ مورد طلاق توی افراد درجه ۱ دارن و ما طبقه بالاشون هستیم کنار بیام؟؟
البته یکی از دامادشون همیشه حق رو به من میده تو همه موارد چون کاملا اینها رو میشناسه!
اما خوب اونم خواهر شوهرم برداشته شماره منو تو گوشی دامادشون بلاک کرده که ابروشون نره که من بهش میگم «این خانواده رو نصیحت کن اینجوری برا من پیامک میفرستن»