اگرچه فکر کردن درباره عمل، اغلب اولین گام برای انجام آن عمل است؛ اما لزوما اینگونه نیست که فکر کردن درباره یک عمل همیشه منجر به آن عمل شود.
به فعالیتهای خودتان در طی چند روز گذشته فکر کنید. به احتمال زیاد شما درباره بسیاری از رفتارها فکر کرده اید، ولی درنهایت دست به آن رفتارها نزده اید. برای مثال ممکن است در خانه نشسته اید و دیده اید در کنار اجاق گاز یک بسته کیک خامه ای وجود دارد. ممکن است این فکر به ذهنتان خطور کرده باشد که یکی از این کیک ها را بردارید و نوش جان کنید؛ اما این کار را نکرده اید. ممکن است این فکر به ذهنتان خطور کرده باشد که دیگر از مغازه فیلم نخرید؛ اما اینکار را نکرده اید. ممکن است درحین خریدکردن این فکر به ذهنتان آمده باشد که با فروشنده گستاخ و پررو برخورد جدی داشته باشید؛ اما اینکار را نکرده اید. نمونه های زیادی وجود دارد که شما فکرتان را در صحنه عمل پیاده نکرده اید. نکته مهم این است که رابطه بین افکار و اعمال، غیر مستقیم است. عوامل زیادی دست به دست هم میدهند تا تعیین کنند که آیا یک فکر درباره یک رفتار لزوما به عمل تبدیل میشود یا خیر.