حتی دوست معمولیم ندارم. همیشه خدا بی دوستم. کسی هم بوده من تلاش میکردم برای حفظ رابطه که اونم مال چند سال پیشه. دیدم اون بی میله منم ولش کردم. هیچکس حالمو نمیپرسه حتی خواهرام.
ببین منم ندارم داداشامم کلا با رفیقاشونن باید یاد بگیری با تنهایی کنار بیای فقط همین جوابه
خب خسته شدم از بس با تنهایی کنار اومدم. آدم دوست داره برای چند نفر مهم باشه. بیاد بره. انگار تو غارم. به غیر مادرم و خواهر کوچیکم تا حدودی هیچکی هیچکی باهام صمیمی نیست.
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
دو تا خواهر دارم ولی ازدواج کردن زیاد همو نمیبینیم
ما هم ازدواج کردیم. حالا بعد دو ماه به خواهرم زنگ زدم دلم براش تنگ شده بود. تو حرفاش حرف از دوستش و دخترخالمون زد. اما منی که خواهرشم اصلا براش مهم نبودم. از بعد عید ندیدمش. تازه من باردارم هستم. یه بار حالمو نپرسید. البته مقصر خودمم از اول تو لاک خودم بودم و درونگرا بودم، اما الان شخصیتم فرق کرده دوست دارم بیشتر بجوشم با دیگران که اونم متاسفانه بقیه به همون چشم ادم سابق بهم نگا میکنن