سلام من اومدم با یه تاپیک جديد واقعا خیتم از زندگی یعنی اول از خانوادم بعد فاميل و خیلی کسای دیگه که زندگی نکردنو بهم تحمیل کردن دلم برای خودم میسوزه امروز نشسته بودم سر سفره مادرم بهم خندید و گفت روانپزشک نمیری منم گفتم خواهرات بیشتر نیاز دارن هیچ وقت تو زندگیم کسیو نداشتم پشتم باشه از یکی پرسیدم میگه اینا بخاطر نبود قدرته و من واقعا دیگه نمیتونم ادامه بدم دلم میخواد بمیرم همه چی برام پوچه از یه طرفم زنگ زدم به یه روانپزسک ۱۸۰هزارو گرفت میگفت باید حصوری بیای خیلی هزینه کنی وقت میخواد من نمیدونم چطور آدم میتونه خودش خودش رو درمان کنه ؟کتابی پیدا نکردم اگرم بود تو ایران نیست
مشکلم اینه چرا خآنوادم حاصر نیستن خانوادسونو که هر بلایی سرم اوردنو کنار بزارن چرا اسم خانوادشونو میارم ناراحت میشم ،مشکلم انتخاب نشدن توسط خانوادمه و خیلی چیزای دیگه ،مشکلم کسیو نداشتنه خسته شدم از اینکه همیشه میگن حق با من نیست