فدای دل مهربونت بشم ولی اگ شرایطشو داری طلاق بگیر دور از جون منظورم شما نیستی برا بچه بیغیرت بودن ما ...
شرایط طلاق را دارم ، بی غیرت تصورم کنه بهتر از اینه که بزارمشون رو دست پدر خائن که معلوم نیس چجور آدمی را بیاره بالا سرشون ، بچه بهم نمیده والا ی ثانیه هم نمیموندم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
جدا می شم حتی اگه بچه داشته باشم....اون بچه هم یاد می گیره بعداً مثل مادرش خودش رو اول دوست داشته باشه بعد بقیه رو اینم یه قدرته....ولی فقط به پدرش می گم بعد طلاق فکر نکن از بچه ات هم طلاق گرفتی و حق نداری پدر بودنت رو فراموش کنی.
هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....//خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//