چرا انقد احمق بودم چراااا چراااا تو این پنج سال رویا بافی میکردم چرا نفهمیدم یکی دیگه رو دوس داره امشب دیدم دوتایی باهم پیجاشونو حذف کردن غصه عالم ریخت تو دلم خدایا چرا این بلا سرم اومد لطفا نصیحتم نکنید چون حالم ب شدت بدع
تاره فهمیدم نمیدونمتوشوکم و نمیدونم ب خونوادم بگم نگم چیکارکنم .تاره یک سال و نیم نشده ازدواج کردیم
چقدر منی 😊 من یه سال از عروسیم گرشته بود فهمیدم . قبلش ام چیزای ریز میدیدم ولی گردن نمیگرفت تا دستش رو شد. خودش گفت صیغه کرده. نمیدونستم برم یا بمونم .با زنه حرف زدم . اصلا برام مهم نبود مشاور گفت حتما طلاق بگیر دیگه محبتی برات نمونده . اما من با کلی عشق ازدواج کرده بودم. قول داد تکرار نشه . اما باز دیدم پیگیر اون زنه و شماره اش را داره (شماره جدید) زنه گفت اصلا باهم نیستن . ازم معذرت خواهی کرد گفت ازدواج کرده . نزاشتم جز یکی از خواهرشوهرام کسی بفهمه. بعد اون دیگه اعتماد ندارم . پاش را کج بزاره مهم نیست برام (میدونم شاید درحد چت بزاره شایدم بیشتر) . دنبال بهونه ام برم ولی تا بهونه میاد دستم نمیدونم چرا نمیرم و میمونم بازم و سکوت میکنم🤐 انگار دهنم را دوختن . تو تنهایی باهاش حرفام رامیزنم ولی جلوش هیچی نمیگم . اماالان دارم کم کم برا مادرش از بدی هاش میگم . شاید یه روز دست دخترم را بگیرم و یه جوری برم که دیگه کسی پیدام نکنه 😊
دقیقا اگ من بودم یه کارایی میکردم که نگو من پیحش رو هرروز چک میکنم فقط
منم چک میکردم حالم خیلی داغونه خیلی نمیدونم چیکار کنم استوری میذاشت فک کردم منظورش منم این چند سال رویا بافی میکردم وقتی همین تازگیا فهمیدم یکی دیگه رو دوس داره داغون تر شدم