دیشب همه چیز تموم شد بلاک کردیم همو انگار دنیا با اون همه بزرگی هم بزرگه هم کوچیک اصلا حال خودمو درک نمیکنم ، یعنی نه ناراحتم نه خوشحال خنثیای خنثی هستم چیکار کنم آروم شم برم پای درسارم
اولین باری که کات کردم، کلن میخوابیدم، دائم گریه دومین باری. که کات کردم، که همین ...
من میخوام که فراموش کنم و تمومش کنم دندون لقو باید کند انداخت دور ، من انتظار کاتو داشتم ولی الان نه الان میخوام فقط به پیشرفت خودم فک کنم گور و بس منتهی این ضربان قلب لامصب مدام بالاس
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سعی کن هرچی ازش داری رو پاک کنی، شماره، آیدی، هر چی که ازش داری بلاکشم نکن، ...
اره بلاک که نکردم چیزیم ازش ندارم فقط نمیدونم میتونم تو فصل امتحانا دووم بیارم یا نه الان تنها مشکلم نداشتن ارامشع استرس بدی دارم ولی میدونم که کار درستو انجام دادم خیانت هیچ توجیهی واسه من ندارم با اینکه خودشم تلاشی نکرد که توجیه کنه
شرایطش بد پیش رفت، و خب درگیر آینده ش شد. میدونم با کسی نبوده و فعلن هم نمیخواد باشه، & ...
شرایط آدمی که منم باهاش بودم خوب نبود حتی همین الآنم مطمعن نیستم که خیانت کرده باشه یا نه چون عجیب و غریب این آدم دوست داشت پول داشته باشه و واسه من خرج کنه تازه من ازش هیچی هم نمیخواستم وقتی بهش گفتم بخاطر شرایطت داری اینو میگی یهو گفت آره ولی بعدشم گف خیانت کرده منم دیگه نتونستم بیشتر از این غرورمو خورد کنم و تمومش کردم