سلام
من مادر شوهرم ۴۵سالشه و خوبی های خاص خودشو داره نمیگم کلا بده نه ولی یه سری اخلاق داره که باعث میشه من خوبی ها رو نادیده بگیرم
میخوام اینجا بگم تا شما بهم بگید حق دارم ناراحت بشم یا من زیادی حساسم
چند نمونه جدید رد میگم .
۱: بچه من رفلاکس داره شیر مبخوره تا یک ساعت نباید بغلش کرد چون بالا میاره به برادر شوهرم گفتم بغل نکن بالا میاره ولی مادر شوهرم بعد از حرف من بچه رو داده بغلش میگه نهایتن بالا بیاره دیگه بغل کن تو عمویی عموش ۱۵ سالشه
۲: اگه جایی بریم میپرسه کجا رفتین چی خوردین چی کردین چقدر خرج شد
۳:همش میگه اون عمه چاقت دختر عمو فلانت بعد میخنده
۴:برای عروسیمون حتی ازم پرسید مامانت اینا چه رنگی لباس میپوشن ما اون رنگی نخریم گفتم رنگو رفت رفت دقیقا شبیه پدر مادر برادر من واس خودشون لباس خرید .همه گفتن خانواده عروسی دوماد هماهنگ بودن انگار😐
۵:من بیرون شال نزارم میگه شالت کو ... مانتوت چرا دکمه نداره
۶:مامانت النگوشو چند خریده ؟
خونه مامانت اینا الان متری فلان قدرا؟
زمین مامانت چند متر بود؟
بابات چقدر ارثی گرفت؟ .........
۷:بچه اینقدر شیطونه بیش فعاله
و................
میخوام بدونم من حساسم یا هر کی باشه عصبی میشه ولی من کلا جوابشو میدم نمیتونم ساکت وایستم پیش شوهرمم نمیپرسه اینا رو چون شوهرم ضایعش میکنه