شوهر اولیم بیکار بود.خیییلی بد بود.تازه اینا برا سال ۹۰ بود ک ارزونی بود.حسرت یک کیلو آلوچه به دلم میموند.مجبور شدم خودم رفتم سره کار تا کم کم خدا کمک کرد و جدا شدم
حرف شما کاملا درست و منطقیه. ولی موضوع اینجاست که همه ی آدمها منطقی فکر نمیکنن. ایشالا هیچوقت آدم بد ...
من داداشم بیکار بود بابام کمکش میکرد زنشم مشکلی با این موضوع نداشت با مامانم افتادیم براش دنبال کار پیداشد بزور فرستادیمش سرکار از اون روز زنش با منو مادرم لج افتاد الان چشم دیدن منو نداره