بنظرتون تهش کوتاه میان
دو ماهه کوتاه نیومدن
پدره منم میگه عرفه و من کوتاه نمیام
ولی من خیلی دوستش دارم
خودشم بس غده
دیگه زنگ نزده
و همش میگه بابات کوتاه بیاد
آره باری که باهاش حرف زدم گفت
اگه تو به بابام زنگ بزنی راضی میشه که قبول کنه
ولی من قبول نکردم و بهم برخورد
از اون روز دیگه خبری ازش ندارم