2777
2789
عنوان

زن عموی من

388 بازدید | 29 پست

خونه اونا مرکز استانه خانه من اطراف استانه...یه یک ساعت ونیم فاصله داریم..یه وسیله ای رو خونه اشون جا گذاشتیم رفتیم بیاریمش یه دو ساعتی نشستیم ساعت شد ۱۲ شب هرچی دختر عموم تعارف کرد شب بخوابید خطرناکه تو جاده نرید زن عموم هی میگفت آب برا تو راه دادید ...چیزی نمیخوای برا تو راهت ...ساعت ۱۲ شب با بچه کوچیک اومدم بیرون برگشتم شهرمان...چه دنیایی شده محبت ها نابود شده

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

خدا میدونه بعد رفتنت زن هموئه چقد دخترشو دعوا کرده😅

دختر عموم سن اش بالاست..نون آور خونه اس...

منم تو این شهر غریب بودم ...نوه هاش برا بچه ام کلی گریه کردن ...بچم برا اونا گریه کرد..دلش برا بچه ها هم رحم نیومد

کارش خوب نبوده ولی شمام اون ساعت نمیرفتی که نتونی برگردی میذاشتی یه وقت دیگه

زمان زیادی گذشت....فهمیدم همیشه اونیکه میخوای نمیشه....!فهمیدم هرکسی که باهاته الزاما"دوستت"نیست....!فهمیدم کسیکه تونگاه اول ازش بدت میادیه روزی میشه صمیمی ترین دوستت وبالعکس.....!فهمیدم که بی تفاوتی بزرگترین انتقامه....!تنفریه نوع عشقه....!دلخوری وناراحتی ازمیزان اهمیته....!غروربزرگترین دشمنه....!و"خدا"بهترین دوسته 🌷🌹🌸
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز