من همیشه ساعت ۵ صبح بیدار میشم ، شوهرم رو بدرقه میکنم برای سرکار رفتنش،
ساعت ۵ صبح تا یک ظهر یا دو ظهر هیچی نمیخورم جز یه لقمه نون.. شب هم غذا کم میخورم یا حاضری میخورم مثلا گوجه خیار. یا نون پنیر.یا بیسکویت
خواهرم میگه آنقدر غذا میخوری چاق شدی دیگه از من چاقتری مثل گاو میخوری..(درصورتی ک من از خودش لاغر ترم)
گفتم من هیچی نمیخورم ساعت ۵ صبح بیدار میشم تا ساعت یک شب .دو وعده هم نمیخورم.اونم کمحجم میخورم.
ولی تو ساعت دو ظهر بیدار میشی تا ساعت هشت شب ۶ وعده غذا میخوری هر یک ساعت .
میگه خب من مثل تو بخورم چاق میشم. گفتم مسخره میکنی خودتو؟تو بیشتر از من میخوری اصلا چاق نمیشی ،
من در طول ۲۰ ساعت دو وعده.
خواهرم در طول ۸ ساعت ۶ وعده میخوره .
ولی چاق نمیشه.
تازه بعد از ۲ ماه داشتم تخم مرغ مینداختم گفت چرا همش تخم مرغ میخوری.
گفتم ببخشیدا تو هرروز داری تخم مرغ میخوری.
دیشب مادرم ۳ کیلو توت فرنگی گرفت .من دوتا دونه خوردم.صبح دیدم هیچی نیست.میگه توخوردیا.
دیشب کلی کیک و کلوچه مادرم خرید. صبح یه دونه هم نبود،میگه تو خوردی..آنقدر خوردی مثل گاو شدی.
میگه عروسی نمیکنی ک خرجت رو مامان بابا بدن.
گفتم ببخشیدا جهاز آماده نیست.
تو ام نامزدی منم بگم این حرفو بهت؟
میگه شوهرم یبار همراه شوهرت رفت بیرون دختر سوار ماشین کزدن، شوهرت دختر بازه سیگاریه و....
گفتم ببخشیدا شوهر خودتم رفت، پس شوهر توام هست. شوهر تو سیگاری میکشه تا شب میخوابه، شوهرمن میره کار میکنه. .
رفت همه حرفایی ک بمن زد ب اسممن تموم کرد.مادرم منو دعوا کرد، گفتم اول خودش شروع کرد .
منو خواهرم هردو عقدیم تمام مخارج خواهرم رو پدرم میده
ولی مخارج من رو پدرم نمیده. شوهرم میده.
زبونشون درازه همشون.
برا من جهاز ارزانترین چیز میخان بخرن و بعضی از وسایل رو برامنگیرن بخاطر خواهر کوچیکه.
میگن براتو ارزونتر و کمتر بگیریم ک برا ابجی بتونیم گرونتر بگیریم و وسایل های بیشتر بگیریم. برا خواهرم سنگ تموم میخان بزارن ظرف شویی و جارو برقی خودکار.و.......
منه بیچاره هیچی نمیگم قانعم. تمام کارهای خونشون بامنه. دیروز ناهار شام رو پختم ظرفارو شستم. خواهرم دستش گوشی و.... اصلا مادرم اونو ملکه میدونه.
خیلی پرو ان. از بچگی سختی کشیدم