دارین طلاقم نیگیریم باز منو نمیفهمه باز نمیدونه چقد عذابم داده مریض شدم از دستشون افسردگی دارم میدونم ۴ سال تموم با اون زن بوده چون هیچوقت توجه اونو جلب نکردم الانم حتی نمیاد اخرین بازدیدمو هم چک کنه روزی ی بارم به یادش نمیوفتم و با تمام پرویی بهم گفته از اول بهت حسی نداشتم باز ولی خانوادش یادش بدن برو دنبالش میاد تا گولم بزنه هر روز احساس سنگینی دارم تو قلبم من این حس هارو تحمل میکنم اونم با یکی دیگه خوش میگذرونه
گمشه بابا تو لایق پرستشی هر زنی از طرف مردی لایق پرستشه این اقا نیمه ی تو نیست ولش کن بره پی سرنوش ...
میدونم نیمه من نیس خیلی چیزا رو قبول کردم خیلی احمقانه حرف میزنم ولی واقعا دوسش داشتم از همه چیم گذشتم ۴ سال وقت گذاشتم اخرشم این بدترین حرفا رو بهم گف حتی از اون زنم گف که مدرنه باکلاسه و این چیزا
تو باید بیشتر خوشحال شی یه ادم خوب بود باید ناراحت میشدی یه هرزه لیاقت نداره
حقیقتش هیچ جای شهر باهاش خاطره ندارم یادم نمیاد دستمو گرفته باسه و باهم راه بریم بهم زنگم نمیزد دل تنگ اونا باشم یا ساعت ۱۲ میومد خونه و از غذا بهانه گیری میکرد اخرشم گفت ازت فراری بودم نمیومدم