دیروز کلا خونه باغ و کوه بودیم بعد شب چنددقیقه ما خانوما توی آشپزخونه کار داشتیم شوهرامون توی باغ نشستن یکی از آقایون الکل خورد زیادم خورد من از پنجره دیدم بالام آورد بعد اومدن داخل خانمش چقد خجالت کشید قشنگ از این رو ب اون رو شد قبلش همش باهم حرف میزدیم و شوخی میکردیم بعد دیگه ساکت شد و همش پرچشاش اشک بود با اینکه هیچکدوم چیزی ب روش نیاوردیم دلم خیلی براش سوخت خیلی توی جمعمون پیش اومده باعث ناراحتی خانمش شده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به خاطر اینکه الکل خورد شوهرش ناراحت شد؟ اخه الکل که عادیه
آخه بین ما کار درستی نمیدونیم حالا شوخی شوخی ی بحثایی میشه ولی حداقل میذاشت بره خونه بخوره یا فقط جایی ک مرد باشه توی جمعمون فقط اون میخوره و خیلی زیاده روی میکنه و از خود بیخود بود کامل انقد حالشبد بود دیگه هممون میترسیدیم اون صمیمیت همیشه رو باهم داشته باشیم نکنه چیزی از دهنش دربیاد ک هممونو بندازه ب جون هم دیگه سریع جمع کردیم اومدیم تا خونه هم ماشینشو اسکورت کردیم والا نکنه هوشش سرجاش نیست بلایی سرشون بیاد