من سر موضوع خونه با شوهرم دعوامون شد عقدیم تقریبا پنج ماه پیش الان لشتی اون موقع قرار بر عروسی بود الان میگه نمیگیرم پول ندارم از این حرفا حالا من خودم اونجوری قبول ندارم همینحوری بدون هیچ چیزی برم سر زندگی چون منم ارزو دارم ادم بالاخره ی جشن کوچیک میگیره حالا قرار بود بیاین خونمون با خانوادش مادرم ناراحته میگه اگ بیان ناراحتی پیش میاد اول ببین عروسی میگیره بعد قرار مدار عروسی بزاریم جهریه ب نظرتون بهش زنگ بزنم بیاد دنبالم بیرون بیرون تنهایی باهاش اتمام حجت کنم باهاش