2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من نقاشم.. یه زمانی بود که گروه جهادی ازم خواست برم یه منطقه محروم. که آموزش نقاشی بدم و دیوار حیاط مدرسه بچه هارو رنگ کنم براشون... 

دانشجو بودم.. و تابستون بود و ماه رمضان 

هر کار کردم به هر دری زدم واسطه فرستادم مادرم قبول نکرد.. 

یه شب احساس کردم از شدت غم.. قلبم میخواد وایسه.. 

دفتر خاطرات مو باز کردم بی اراده شروع کردم به کشیدن 

قامت حضرت عباس بی دست و با کلی تیر به سر و بدن 

که دو زانو و بی چهره کنار آب نشستن. اینو میکشیدم و گریه میکردم.. درد دل میکردم تو دلم..ساعت 3 نیمه شب بود حدودا... یه هو برام پیام اومد.. باز کردم دیدم مامانمه.. نوشته بود اجازه میدم اما فقط 1 هفته 

. هنوز نقاشی ام تموم نشده بود

گریم شد خنده.. و معجزه اش همیشه تو دلم موند

و چقدر اون سفر برام برکت داشت تو قلبم

به همه دختران کوچک باید گفت که زیبا هستند، حتی اگر این‌چنین نباشد. مرلین مونر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792