2777
2789
عنوان

مادر شوهر

277 بازدید | 8 پست

من با خانواده شوهرم ۳ سال زندگی کردم ک واقعا زجر کشیدم خودمم سنم کم بود خیلی خل بازی در می‌آوردم گاهی یاد کارام میوفتم میگم خدایی بعضی چیزا حقم بوده چقد غیر قابل تحمل بودم...خلاصه بعد اینکه خونه جدا گرفتیم و دور شدیم منم کم کم تجربه م بیشتر شد و رابطم با خانواده شوهر بهتر...الان خدایی مشکلی نداریم و اینقد تو این زمونه سخت پشتمون رو گرفتن خیلی به خانواده همسرم مدیونیم...

امشب مادرشوهرم پیش من خوابید بعد جا انداختیم بخوابیم گفت خابت نمیاد گفتم نه گفت حوصله داری برات حرف بزنم گفتم بفرما

از زندگیش گفت که ۱۳ سالش بوده شوهرش دادن پدرشوهرم هم پدر و مادر نداشته نامادری و پنج تا خواهر ناتنی هم داشته دیکه واویلا میگفت بچه بودم خیلی اذیتم کردن اینقد اذیتش کردن همسرمو باردار بوده مچ پاش شکسته میگفت داشتم از ترس میمردم گفتم دیگه نمیتونم کار کنم دعوام میکنن...

جدا از اینکه مادرشوهرمه و خب ماهم یه مدتی با هم ناسازگاری داشتیم از تصور یه دختر ۱۳ ۱۴ ساله که اینجوری زجر کشیده ناراحت شدم...چقد پشت حرفاش درد بود ...چه حسرتی بود ...

چی میشه ما آدما یکم با هم مهربون باشیم بخدا فقط خوبی و بدی میمونه تون خانم الان سالهاست ک مرده ولی مادرشوهرم هنوز حلالش نکرده...

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

با جملات اخرت موافقم ولی فقد من ب این نتیجه رسیدم ک باس خوب باشم بقیه ب بدترین نحو میخان ففد زخم بزنن

کاربری مشترکه ۳ نفره .انقد نگید تاپیکات باهم نمیخونه.اگه ناراحتی التماست نکردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هرچی روبه جلو میریم آسایش و رفاه بیشتر میشه. اما عده ای ازآدما ناشکرن بابهترینها هم همیشه غرغر میکنند و مینالند. زندگیت هرچی هست شاکرباشه مادرشوهرم عبرتیه براتو اونم خدارو داره اون زمان مادرشوهرسالاری همه جا بوده 

خدایی مادرشوهر منم خیلی خوبه و رابطه خوب با هم داریم، وقتی شوهرم دانشجو بود و نبود مادرشوهرم میومد پ ...

میدونی بعضی از حرفایی ک میزد و میگفت فلان کردن باهام یادم نیفتاد که دقیقا خودشم این کارو با من کرده مثلا این طعنه رو زده ...ولی من یه آدمیم امروز بزنی تو گوشم هفته بعد بخوام بهش فکر کنم میگم حال الانمو بخاطر چیزی که نمیتونم برگردم عقب تغییرش بدم خراب نکنم ...بعضیا میگن بیعاری ولی من نمیخوام با کینه ب دل داشتن حال خودمو دخترمو شوهرمو خراب کنم در ثانی مادرشوهرم الان خیلی خیلی خوبه نسبت ب گذشتع

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز