اول بخونین بگین تقصیر منه یا مامانم
انگار خونه ی ما کاروانسراس هر کی از هر جای دنیا ک میاد ب جای اینکه بره هتل بگیره میاد خونه ی ما بخدا پارسال سه تا پسر مجرد که حتی نسبت فامیلی هم با هم نداریم اومدن خونمون فقط چون هم شهری مامانم اینا هستن
بخدا واقعا تو عذابم آدم راحت نیس همش مهمون خونه ی ادم باشه و یک شب یا دوشب که نمیمونن یک ماه یا دوماه می مونن
امشب فهمیدم دو باره قراره یکی از اون پسرای مجرد بیاد تهران (اوضاع مالی خیلی خوبیم داره) به مامانم گفتم خواهش میکنم نزار بیاد و بهش بگو بره هتل چون معذبم
بعد با ی لحن خیلیییی بد گف اره اشکال نداره برو با تاپ شلوارک جلوش
بعد گفتم مامان این حرفت ینی چی؟
بعد گفت اینجای خونه ی من تو حق نداری بگی کیو بیارم یا کیو نیارم به تو هیچ ربطی نداره
بعد گفتم اینجا خونه ی من نیست من تو این خونه حقی ندارم؟
گفت نه دوباره پرسیدم گف نه 😭
بعد روی تختم بودم اومد کتکم زد و گفت دختری ک رو حرف مادرش حرف بیاره دلش شوهر میخواد باید شوهر کنه 😭(تا الان چن بار این حرفو بهم گفته در حالی ک من واقعا ب تنها چیزی ک فک نمیکنم همینه)
بعد گفتم واسه طرز فکدت متاسفم و دوباره منو زد 😭😭
بابا من ۱۷ سالمه خسته شدم چرا اینقدر کتک بخورم چرا همش باید با تحقیر زندگی کنم؟