از زمانی که چشامو باز کردمو به یاد دارم مورد تبعیض قرار گرفتم (یه داداش دارم ) بچه ها ادم سطحی ای نیستم ولی وقتی به گذشته نگاه میکنم فقط اون بُرده من فقط باختم اونم به سبب توجه و حمایتو محبتی که بهش دادن هرچقد هم معترض میشم بیفایدس اصلا من انگار بچه پرورشگاهیم اون اصله اصل پیشرفت الانشو مدیون کمکهای گذشته ی مامانمه ، ارامش روحی روانی ، زندگی خوبش همه چیزشش همه چیزششش در عوض من هیچییی ندارم هیچی نگا ک میکنم نه خونوادمو دارم ن رفیق درست حسابی نه هیچ پارتنری ( یه وقتم کسی بیاد جلو به خودم میگم اکثر پسرا که خب حاصل تربیته امثال مادر منن پس به چه درد میخورن ) بازم تنها تر میشم هیی ندارم موقعی که کوچیک بودم اگه از علایقم حمایت میشد منم الان به جایی میرسیدم که الان سگ دو نزنم که آیا برسم یا نرسم ....