چندتا وسایل گرفته بودم خودم کلا یک تومن بابام داد بعد هر چی زنگ زدم گفتم بقیه بابام جیغ زد گفت خریدم چی میخای از من خیلی ناراحتم میکرد دیروزم شوهرم بامن کلی دعوا کرد گفت زنگ بزن به بابات اگه سیسمونی کامل نده با تاکسی برش میگردونم منم زنگ زدم جریان به بابام گفتم گفتش که برگردون با لحن خیلی تند نتونستم خودم نگه دار زدم زیرگریه شوهرم فهمید تاکسی گرفت برد همه وسایلارو داد به نظرتون کار شوهرم زشت نبود
آره کارش شوهرت خیلی زشت بود ولی واقعا یک تومن کم چی تونستی باهاش بخری
بخدا همه اون وسایلارو از پس انداز خودم گرفته بودم حتی اون یه تومن هم پول خودم بود که به بابام داده بودم بابام از جیب خودش یه جوراب نخریده بود که ابروی منو پیش خانواده شوهر برد
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
به بابام گفتم اینجور میگه گفت برگردون شوهرم با بابام حرف میزد به اونم گفت سیسمونی برگردون اینم برگرد ...
وقتی شوهرت یه حرفی میزنه مخصوصا تو عصبانیت بذار یه کم بگذره هم خودت آروم بشی یه کم فکر کن یهو تصمیم نگیر نباید اون لحظه به بابات میگفتی همسرت چی گفته منم همیشه از این اشتباها میکنم تو لحظه بی فکر یهو همه چیو خراب میکنم
چراخیلی زشت بودخب اون درحدتوان گرفته چی میشدبقیشوخودتون بگیرین
همشون تو خونه بابام خودم خریده بودم با پس انداز خودم بابام فقط یک میلیون داده بود اونم پول خودم بود که بهش داده بودم هر وقت دهنمو باز کردم یک میلیون دادم از جون من چی میخای از این حرفا دیروزم به شوهرم گفت برگردون اینم یک دقیقه ننشست
بخدا همه اون وسایلارو از پس انداز خودم گرفته بودم حتی اون یه تومن هم پول خودم بود که به بابام داده ب ...
از اول به شوهرت میگفتی ما رسم سیسمونی نداریم خودت بگیر الانم هرچند کار باباتم اشتباه بوده ولی اصلا طرفش رو زمین نذار وگرنه شوهرت همش میزنه تو سرت و از بابات بد میگه بزار ازشون حساب ببره
وقتی شوهرت یه حرفی میزنه مخصوصا تو عصبانیت بذار یه کم بگذره هم خودت آروم بشی یه کم فکر کن یهو تصمیم ...
نه بابا خیلی میگفت منم یواشکی زنگ میزدم میگفتم به خالم اونم جریان حل میکرد اینبار به خالم گفتم زنگ زد به مامانم و بابام جیغ داد زدن فوش دادن بعد مجبور شدم خودم زنگ بزنم به بابام گفتم بابا تورو خدا برو یه گهواره وکمک مادروحوله نوزاد بگیر بیار که کامل بشه نتونستم بخر خیلی میزنن سرم ولی بابام گفت نه که نه با شوهرمم حرف زد فکر کرد منم با جیغ گفت سیسمونی بر گردون اینم که از خداش بود الان کلا پای منو از خونه بابام برید
یه روز با آرامش زنگ بزن به بابات ازش معذرت بخواه از دلش در بیار اصلا به خاطر کارای شوهرت نذار یه ساع ...
خب چجوری زنگ بزنم از اول منو دختر نمیدونست تاحالا نیومده ببینه من تو چه خونه ای زندگی میکنم تو عروسیم یه ده تومنی نداد دستم از خونه مامان بزرگم شوهرم اینا برداشتنم فقط با شلوار کوردی اومد با همسایه ها ایستاد وسط حیاط شوهرم با یه زن دوس بود چند ماه پیش زنگ زدم به بابام بیاد تکلیف منو روشن کنه به این بفهمونه هنوز قراره بیادشوهرم اصلا چیزی نمیگفت ولی وقتی داداشم سرباز شد بابام خیلی بغض میکرد واسش اش درست کردن هفته ای سه بار میرفت پادگان وقتی اونارو دید کینه ای شد گفت چرا به تو سرنمیزنه کلا شروع کرد نه شوهر خوبی دارم نه پدر خوبی
چرا وقتی حامله میشین توقع دارین پدرتون سیمونی بخره خب خودتون قبل از باردار شدن یع پس اندازی واسه بچ ...
اینجا رسمه بخدا جهاز درست حسابی هم بهم نداد یه کانال تو تلگرام داشتم تو اون لباس میفروختم یواشکی شماره کارت بابام میدادم هر وقت یکی پول میزد زنگ میزدم میگفتم میگفت خیالت راحت بعد که گفتم بابا پول منو بده برم سیسمونی گفت کدوم پول جیغ زد
😐دونفر دیگه بچه میخوان ینفر دیگه باید جون بکنه کاش این رسم مزخرف سیسمونی جمع شه با این وضعیت گرونی و انتظارات دامادا و .... قبل بچه اوردن با خانواده بدبختم هماهنگ کنین ببینین دارن یا ن
و ناگاه غمی عمیق مرا در اغوش کشید و غرق خودش کرد......!