2821
2789
عنوان

سیسمونی

| مشاهده متن کامل بحث + 331 بازدید | 36 پست
آره کارش شوهرت خیلی زشت بود ولی واقعا یک تومن کم چی تونستی باهاش بخری

بخدا همه اون وسایلارو از پس انداز خودم گرفته بودم حتی اون یه تومن هم پول خودم بود که به بابام داده بودم بابام از جیب خودش یه جوراب نخریده بود که ابروی منو پیش خانواده شوهر برد

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

به بابام گفتم اینجور میگه گفت برگردون شوهرم با بابام حرف میزد به اونم گفت سیسمونی برگردون اینم برگرد ...

وقتی شوهرت یه حرفی میزنه مخصوصا تو عصبانیت بذار یه کم بگذره هم خودت آروم بشی یه کم فکر کن یهو تصمیم نگیر نباید اون لحظه به بابات میگفتی همسرت چی گفته منم همیشه از این اشتباها میکنم تو لحظه بی فکر یهو همه چیو خراب میکنم 

چراخیلی زشت بودخب اون درحدتوان گرفته چی میشدبقیشوخودتون بگیرین 

همشون تو خونه بابام خودم خریده بودم با پس انداز خودم بابام فقط یک میلیون داده بود اونم پول خودم بود که بهش داده بودم هر وقت دهنمو باز کردم یک میلیون دادم از جون من چی میخای از این حرفا دیروزم به شوهرم گفت برگردون اینم یک دقیقه ننشست

بخدا همه اون وسایلارو از پس انداز خودم گرفته بودم حتی اون یه تومن هم پول خودم بود که به بابام داده ب ...

از اول به شوهرت میگفتی ما رسم سیسمونی نداریم خودت بگیر الانم هرچند کار باباتم اشتباه بوده ولی اصلا طرفش رو زمین نذار وگرنه شوهرت همش میزنه تو سرت و از بابات بد میگه بزار ازشون حساب ببره

وقتی شوهرت یه حرفی میزنه مخصوصا تو عصبانیت بذار یه کم بگذره هم خودت آروم بشی یه کم فکر کن یهو تصمیم ...

نه بابا خیلی میگفت منم یواشکی زنگ میزدم میگفتم به خالم اونم جریان حل میکرد اینبار به خالم گفتم زنگ زد به مامانم و بابام جیغ داد زدن فوش دادن بعد مجبور شدم خودم زنگ بزنم به بابام گفتم بابا تورو خدا برو یه گهواره وکمک مادروحوله نوزاد بگیر بیار که کامل بشه نتونستم بخر خیلی میزنن سرم ولی بابام گفت نه که نه با شوهرمم حرف زد فکر کرد منم با جیغ گفت سیسمونی بر گردون اینم که از خداش بود الان کلا پای منو از خونه بابام برید 

هردو شوهرت نباید نعین نکلیف کنه خانوادت وظیفه ای ندارن لطف کردن

اره مادرشوهرمم این حرف زد باهاش کلی دعوا کرد ولی گوش نکرد الانم باهم قهرن ۶تا خونه دعوا راه افتاد خونه مامانبزرگم بابام خالم خودم مادرشوهر برادرشوهر

نه بابا خیلی میگفت منم یواشکی زنگ میزدم میگفتم به خالم اونم جریان حل میکرد اینبار به خالم گفتم زنگ ز ...

یه روز با آرامش زنگ بزن به بابات ازش معذرت بخواه از دلش در بیار اصلا به خاطر کارای شوهرت نذار یه ساعت از بابات بی خبر باشی 

یه روز با آرامش زنگ بزن به بابات ازش معذرت بخواه از دلش در بیار اصلا به خاطر کارای شوهرت نذار یه ساع ...

خب چجوری زنگ بزنم از اول منو دختر نمیدونست تاحالا نیومده ببینه من تو چه خونه ای زندگی میکنم تو عروسیم یه ده تومنی نداد دستم از خونه مامان بزرگم شوهرم اینا برداشتنم فقط با شلوار کوردی اومد با همسایه ها ایستاد وسط حیاط شوهرم با یه زن دوس بود چند ماه پیش زنگ زدم به بابام بیاد تکلیف منو روشن کنه به این بفهمونه هنوز قراره بیادشوهرم اصلا چیزی نمیگفت ولی وقتی داداشم سرباز شد بابام خیلی بغض میکرد واسش اش درست کردن هفته ای سه بار میرفت پادگان وقتی اونارو دید کینه ای شد گفت چرا به تو سرنمیزنه کلا شروع کرد نه شوهر خوبی دارم نه پدر خوبی 

چرا وقتی حامله میشین توقع دارین پدرتون سیمونی بخره

خب خودتون قبل از باردار شدن یع پس اندازی واسه بچه کنید خودتتون همه چی بخرین،،که فردا بخاطر یه تکه دعوا نکنید اینجوری منت کسی هم روتون نیست

چرا وقتی حامله میشین توقع دارین پدرتون سیمونی بخره خب خودتون قبل از باردار شدن یع پس اندازی واسه بچ ...

اینجا رسمه بخدا جهاز درست حسابی هم بهم نداد یه کانال تو تلگرام داشتم تو اون لباس میفروختم یواشکی شماره کارت بابام میدادم هر وقت یکی پول میزد زنگ میزدم میگفتم میگفت خیالت راحت بعد که گفتم بابا پول منو بده برم سیسمونی گفت کدوم پول جیغ زد

😐دونفر دیگه بچه میخوان ینفر دیگه باید جون بکنه  کاش این رسم مزخرف سیسمونی جمع شه با این وضعیت گرونی و انتظارات دامادا و .... قبل بچه اوردن با خانواده بدبختم هماهنگ کنین ببینین دارن یا ن

و ناگاه غمی عمیق مرا در اغوش کشید و غرق خودش کرد......!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز