پس خوبه
ادامه پیاممو اگه حساسید نخونید
مثلا تعریف میکرد وقتی بیمار تصادفیو که نصف سرش رفته بود میخواستن از امبولانس بیرون بیارن نصف مغزش تالاپ افتاد کف سالن
یا یه نفر ک چند وقت بیمارت بوده هرروز میدیدیش یهو میوفته میمیره و شیون و داد و بیداد خانواده ها روانتو زخمی میکنه
یا یکی ک خودکشی کرده و پشیمونه التمااااست میکنه نجاتش بدی ولی چون دیر اوردنش معدش خونریزی کرده تو هرکاری میکنی فایده نداره جلو چشات با اون همه گریه و التماس خون بالا میاره میمیره
منم عاشق محیطشم عاشق کمک به دیگرانم ولیییی واقعا تحمل این چیزارو ندارم
یه روز رفتم بیمارستان فقط در حر یه شیفت اونجا بودم روز تعطیل بود مردم رفته بودن تفریح دوسه تا تصادف شده بود با اینکه تلفات نداشت و کسی اسیب جدی ندیده بود ولیاون حال و روز پریشون و سرو صورت خونی و گریه هارو ک دیدم بماند ک اونجا چقد براشون گریه کردم تا چند روز قشنگگ حالم گرفته بود
البته این دونفر ک میگم یکیشون به شدت سردو بی احساسه با این حال یکم اذیت میشه و یکیشون ک یکم احساسیه خیلی پشیمونه