حدود ۹ روز قبل همسرم فوت شد. محل زندگیمون با شهر خودم خیلی فاصله داره.سه تا بچه کوچیک دارم.۶ سال و ۳ سال و سه ماهه. بچه های من تنها نوه های خانواده همسرم هستند. من تو شهر همسرم کاملا غریب هستم و حتی یه آشنا هم ندارم. یه خونه از همسرم باقی مونده. شغلشم قراردادی بود ولی سوابق بیمه اش ۱۶ سال هست. حالا بعد فوت همسرم من دلیلی برای موندن نمیبینم توی این شهر. ولی خانواده همسرم دارند تلاش میکنند که منو نگه دارند. بنظر شما چطور اونا رو راضی کنم و چیا بهشون بگم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به نظرم با حساب و کتاب شروع کن به برگشتن پیش خانواده ت، اول همه بیمه رو درست کن بعدش تا میاد خونتون فروش بره بزار برای اجاره با پولش برای خودتون خونه اجاره کن وقتی کارها انجام شد به خانواده شوهرت اطلاع بده، فکر کنم به صلاحت نباشه که زودتر بگی
یا خدا همسرت چند سالش بود؟ ینی با جن ارتباط داشت؟؟؟آ
همسرم ۳۷ سال داشت. اره با انواع اجنه ارتباط داشت. این موضوع توی خانوادشون ارثی هست. تا دوسال بعد ازدواجمون بهم نگفته بود تا از ترس فرار نکنم. ولی بعد از بچه دار شدن بطور اتفاقی متوجه شدم
بهشون حق بده پسرشون ۹روزه فوت کرده حالا شما هم حرف از رفتن میزنید ونوه ها رو میخوای ببرید خدایی یکم سخته براشون بزارید یه مدت بگذره تا این داغ براشون سبک تر بشه بعد تصمیم بگیرید