2777
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 515 بازدید | 37 پست
بد اخلاق بود  اجازه تا سرکوچه رفتنم نداشتم خسیس بود هر چیز بدی که فک کنی داشت  بهم خیا ...

منم اومدم خونه پدرم ازقبل عیدتاالان قصد برگشت ندارم هرچقدر تهدید کرد نرفتم بچمم پیشش نمیذاره برم ببینمش میخوام قانونی اقدام کنم واسه بچم ،شوهرمنم انقدر اخلاقای بدی داره ک دیگه بیشترازاین نمیتونم تحمل کنم 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

برای شروع زندگی جدید وقت داری فقط اگه بتونی دوری بچه ات رو تحمل کنی بچه چی دل تنگی نمیکنه برات

بچم هم عادت کرده به این شرایط 

خودمم چه کنم مجبورم

گاهی وقتا توان هیچ کاریو ندارم

فقط ناراحتم ناراحتم که حق طلاق با اونه

میدونم چی میگی من مادر م ولی بدون سخت ترین آزمون این دنیا مادر بودنه

هرکی هم به ما رسید با دو سه تا بچه بهمون گفت خوشبحالتون بچه ندارین. والا بلا بچه نیاوردن هم زحمت داره. جدا از مسائل شخصی که قابل گفتن نیست که چه استرسهایی متحمل میشیم... فکرِ آینده، پا روی دل گذاشتن، حرف ملت رو به جون خریدن، امید پدرمادرها رو ناامید کردن، غریزه‌ی طبیعی رو سرکوب کردن، ترسِ تنهایی در پیری رو پذیرفتن...

اگر بچهام زنده میموندند اولی فروردین ۹۹بدنیامیومد دومی ۱۹مهر۴۰۲
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108