سلام یگانه خانوم
من از از اسفندماه پیگیر شما هستم
و اگر خدا قبول کنه دعاگو بودم
اون باری که نوشته بودید زنگ زدم اما خودش نبود که بگه ....
سر سجاده بودم زدم زیر گریه ... با تمام وجودم از خدا خواستم بهت رحم کنه
امیدوارم خدا دلت رو شاد کنه با حاجت روایی
پریشب زندگی پس از زندگی رو دیدم تو کل ماه رمضان همین یک بار دیدم، خانومه و همسرش تو کما بودن و همه یقین داشتن که زنده نمیمونن این دو نفر خصوصا خانومه که ضریب هوشیش پایین تر بود
و حتی خود خانومه نمیخواسته برگرده به دنیا !
اما انقدر همه نذر کردن و براش ختم و دعا گرفتن که به دعای دیگران برگشته حتی با اینکه خودش نخواسته برگرده!
همونجا یاد شما افتادم گفتم پس نذر و دعای غریبه ها هم تاثیر داره نیت کردم منم برای سلامتی همسرت حتما نذر کنم
هم الان که دارم مینویسم به دلم افتاد نذر کنم همسرت به خوشی به هوش بیان، منم شب سوم محرم کش و گیر بدم به بچه ها به نیت حضرت رقیه
الهی خانوم با دستای کوچیکش این گره رو باز کنه
با تمام وجودم برات از خدا توان و آرامش میخوام
این چند ماه هر چند روز چک کردم حال و احوالتون رو و امیدوارم که به زوری با خبر سلامتیشون و حاجت رواییت خوشحالمون کنی
الان که رفتی و مردم شهر فهمیدن حتما اونا هم دعا میکنن و خیلی ها مث من خواننده خاموش هستن اما دعا میکنند برات
فقط ایمانت و قوی نگهدار به استجابت
خدا ما رو از هیچی خلق کرده
خدا ما رو وقتی استخونامونم پودر شد دوباره زنده میکنه
برگشتن همسر تو برای خدا راحت تر از یه پلک زدن ماست
توکلت به خدا باشه
الهی عاقبت بخیر بشی و بشیم