دو روز پیش بود یه فرد مسنی آوردن تو زندگی پس از زندگی سکته قلبی کرده بود میگفت سریع برادرم اومد من و برد بیمارستان
برادر همین مرد مسن میگفت داداشم قشنگ از دنیا رفت نه دیگه تنفسی نه نبضی هییییچی هیچی نبود گفت میخواستن روشو بکشن ولی من نزاشتم به دکترا گفتم توروخدا تلاشتونو بیشتر کنید همونجااا دست به دعا شدم نماز خوندم فقط میگفتم یا ابلفظل برادرم بهم بده
همین که در حال مناجات بودم دیدم دکترا خوش حال شدن و گفتن به طور عجیبی مقداری نبض ضعیف پیدا کرده
سریع بردنش ای سیو خداروشکر برگشت
ولیییی باز خط صاف شد و داشت تموم میکرد متوجه شدن سکته مغزیم کرده
میگفت دیگه همه نا امید شدن منم دیگه نا امید شدم ولی باز دست به دعا شدم چهارتا گوسفندم گفتم خدایا اگه برادرم بهم بدی نذر میکنم فقط بهم بدش
و خداهم معجزشو کرد
انقدر دکترا قلبشو فشار داده بودن که حتی چندتا از دندهاشم شکسته بود.
میخوام بهت بگم محمد تو که دیگه از این بدتر نیست
این بنده خدا هم سکته قلبی هم مغزی باهم زد تازه مرده بود اصلا بعدم زنده شد
خدا تو شرایط سخت معجزه میکنه هرچی شرایط سخت تر معجزه ی خدا نزدیک تر .