تدی دانشگاه با یکی اشنا شدم که خیلی دوسم دارهدر این حددد بگم که یه بار حالم بد بود هوا هم گرم بود دلم درد میکرد بهش گفتم دلم بستنی فلان جارو میخواد(میدونه من باش جایی نمیرم) گفت اوکی فعلا خودت کاراتو بکن تا بیام وقتی برگشت دیدم رفته بستنی خریده برام اورده فکر کن بستنی قیفی رو گرفته جلو کولر ماشین تا اب نشه برسونه دستم😂.
خونشون خیلییی دوره سمت گلستانه اما چون باش نمیرم بیرون گاهی میاد اموزششگاه به بهانه حرف زدن با استادم میمونه که منو بین فاصله کلاسام ببینه. یا برای همین دوره که شرکت کرده بودیم میدونست تا صب کار کردم و وقت نکردم مقاله هامو بنویسم صب پاشدم دیدم مقالمو ارسال کرده برام گفته بده استاد نمرشو بگیری🥲.یه بار بهش گفتم دوغ ابعلی و هاتداگ فلان جارو دوس دارمیا مثلا یه بار برای امتحان دیر رسیدم استرس گرفتم به زورر کیک و شیر ریخت تو حلقم گفت میدونم استرس گرفنی ممکنع فشارت افتاده باشه باس بخوری خیالم راحت شه بعد میذارم بری تو🥲 یه حلقه هم برام خریده نقره... حلقه ست همیشه دستشه و به همه دوستاش گفته کهه نامزد کردم که حلقه دستمه🤣الان تو دانشگاه هر روز یه دوغ ابعلی و یه هاتدگ تو کیفش هست برام🤣
اما ازین میترسم که نرسیم به هم چون شغل و پول نداره... خیلی دوسش دارم و نمیدونم بدون اون چیکار کنم