مادرشوهر من هر جا منو میبینه یا مبحث رسم رسوم میکشه جلو یا جهیزیه این و اونو به رخم میکشه در حالی ک من جهیزیه ام کامل بود و رسم هارم در حد خودمون انجام دادیم اما این از خودش رسم درمیاره دیروز بازم شروع کرد اره فردای روز عروسی که رفتید دیدن مادر پدرت باید مامانت منم دعوت میکرد برای ناهار یا شام منم خیلی ناراحت شدم شوهرم که چیزی بهش نمیگه میخام الان بهش زنگ بزنم ودر مورد این رفتاراش صحبت کنم باهاش چیا بگم بهش و اینم بگم ماهم خیلی رسم و رسوم داشتیم ایشون انجام ندادن ولی به روش نیوردیم.
از این به بعد هروقت درمورد رسم رسوم صحبت کرد ،شما هم بگو اتفاقا ما هم همچین رسمی داشتیم دیدیم انجام ندادید ،ما هم اون رسم شما رو انجام ندادیم ،
مدام هم از پدرشوهرهایی که برا پسرشون خونه میخرن و خرج میکنن براش صحبت کن
میشه برای شفای پدرم و حل مشکلاتم یه صلوات یا حمد شفا بخونید اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ. ان شاءالله خیر و برکتش به زندگی خودتون برگرده
اگه شوهرت ناراحت نمیشه زنگ بزن خیلی جدی بگو ما هم فلان رسما رو داشتیم شما انجام ندادید مثلا بگو پدر عروس جهاز میده پدر داماد هم خونه میخره توهین نکن اما تند و تیز بگو اما قبلش با شوهرت هماهنگ کن اگر دیدی راضی نیست بزار هر وقت دیدیش دوباره شروع کرد جوابشو دندون شکن بده تجربه ثابت کرده سکوت و گذشت آدم ها رو هارتر می کنه اونا گذشت شما رو خوبی نمی بینن میگن خنگه
ببین برای منم دقیقا همین موضوع بود ،ولی تو نطفه خفش کردم،میگفتن بعد عروسی یعنی داماد سلام شما باید خواهر برادران و دایی خاله ها و...رو هم دعوت میکردین ما رسم داشتیم و...منم گفتم اولا ماهم خیلی رسماً داشتیم شما به روتون نیاوردین دوما مامان وبابای من خونه مامانت یه مهمونی نیومدن و دعوت نشدن (ما کلا رسم داریم تو فامیل عروس دوماد رو مثلا خانواده پسر دعوت میکنن مادر و پدر عروس هم میگن،یا بالعکس )یعنی حتی یه وعده پدرو ومادرم رو خونه خود مامان همسرم دعوت نکردن،انقدر اینا بدبختن بعد توقع داره پنجاه نفر دوباره بابام رستوران بگیره مفت خور دعوت کنه،گفتم مامان و بابام من گوشه نون خونه مامانتو شکستن که حالا داماد سلام مفصل میخواید،دیگه تموم شد،البته اینارو شوهرم یه بار گفت وجوابشو شنید وتمام،با خود خسیس خانم حرف نزدم اصلا
اگه شوهرت ناراحت نمیشه زنگ بزن خیلی جدی بگو ما هم فلان رسما رو داشتیم شما انجام ندادید مثلا بگو پدر ...
دقیقاااا هارتر میشن،من جاریم قشنگ هرچی دلش میخواد بارشون میکنه تازه عزیزترم هست،پریشب مهمون بودیم با عتیقه خانم،بلند شده یک کاره کفشای شوهرمو خودشو آورده تو واسه من مونده بیرون،این رفتار چیز مهمی شاید نباشه از نظر خیلی ها ولی روز به روز نفرت منو نسبت بهش بیشتر میکنه،مثلا میخاد چیو ثابت کنه نمیدونم،بنظر من که فقط چهرش پیش من خراب تر میشه و محبتم بهش کمتر،هرچند که الان محبتم صفره داره میره زیره صفر.بعضی مادرشوهرا واقعا گلن ولی بعضیا خیلی منفور