ادامه تاپیک قبل
الان یک ماهه که چهارباردیدمش ،یه بار هم اومد پشت سرم ، فک کنم بهم علاقه مند شده می خواد چیزی بهم بگه ،یا می خواد زنشو طلاق بده منوبگیره
گونی های پنبه رو که میزاره دم در مغازشون، با چاقو سوراخشون می کنه جوری که پنبه ها و الیاف های داخلش مشخصه منم همش فک می کنم می خواد با چاقو منو بزنه ، با باباش باهم کار می کنن ،به باباش هم علاقه دارم همون حسی که به طرف دارم
کلا خانواده خوش تیپ، جذاب ،قد بلند، پولدار، زیبا، تو دل برو، پرکار، زرنگی هستن، شاسی بلند دارن
من خیلی شاسی بلند دوس دارم
انگار باید بدبخت باشم چاره ای نیست
تو این جور مواقع روانشناس ها میگن نباید نگاه کرد یا حرف زد ، متاسفانه وضعیت من جوریه که مجبورم ببینم
نمی تونم که چشمم رو ببندم
بابام هم راضی نمیشه خونمونو بفروشیم بریم یه جای دیگه