اخه مشکل اینه اصلا شوهر من از خونه ناراحت نبود هر چی ناراحتی هم بود بخاطره خانوادش بود و برا اونا غصه میخورد توو خونمون مشکلی نبود عاشقم بود همیشه سعی میکرد خوشحالم کنه دستامو میبوسید هی میگف بزا بچه دار شیم زندگیمون بی نظیر میشه دیگه
موقعی ک فهمید باردارم از خوشحالی گریه میکرد الان چرا باید زندگیم اینجوری بشه درست وقتی ک قرار بود بی نظیر باشه 😞 الانم کنارمه و همش میکه همه چی درست میشه ولی دیگه هیچی مثل قبل نیس نه اخلاقش ن رفتارش هیچی 😭
درکت میکنم عزیزم آدم ک حس میکنه از جانب شوهرش حمایت نمیشه و براش ارزشی نداره تموم غرور و اعتماد بنفسش له میشه 😞
من ک دیگع انقد غصه خوردم دیگه جون ندارم