2777
2789
عنوان

حسادت

148 بازدید | 8 پست

سلام من ۱۵ سالمه و یه خواهر ۱۹ ساله دارم که ۹ ماه عقد هست و ۱ ماه دیگه عروسیشه

اون از وقتیکه ازدواج کرده کلی تغییر کرده و فقط بفکر خودش و شوهرشه یعنی دیگه اصلا مارو نمیشناسه من خیلی قبلنا باهاش مچ بودم صمیمی و عالی

ولی از وقتی ازدواج کرده هفته ای ۲ بار میبینمش یا خونه خانواده شوهرشه یا بیرونه

حتی اگر گریه کنم حالم بد بشه هم توجهی نمیکنه بهم ینی خیلی کهنه شدیم واسش

بعد ما کلا با فامیلامون قطع رابطه ایم و بنده هیچ دوست و رفیقی ندارم و تنهایی نمیتونم برم بیرون از اینکه اون همیشه بیرونه و موقعیت اینو داره که منم با خودش ببره ناراحتم و افسرده تر از همیشه م دیگه دارم کلافه میشم

تازگیا هم براش مبل خریدم(بنده فروشندع لوازم ارایشی و بهداشتی هستم در کنار پدرم و با تشویق ایشون که برام مغازه زدن) ولی خیلی پشیمونم میگم حیفه اون ۲۰ میلیونی که دادم واسه این اما من خیلی مهربون و دل نازکم هر کاری واسه خودشو شوهرش میکنم شوهرشم ادم محترم تو و قدرشناس تری هست نسبت به خودش اما خودش اصلاااا و ابداااا 

نمیدونم باید چیکار کنم دیگه دارم کلافه میشم نمیدونم حسادته یا چی؟ لطفا راهنمایی کنید و بگید چطوری به این موضوع اهمیت ندم؟

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عیب نداره گلم فعلاکله اش بادداره فکرمیکنه باکله توفسنجون افتاده کم کم ازسرش میپره اندکی صبرکن

زندگی مثل برق وبادمیگذره باغمم میگذره باخوشی هم میگذره سعی کن باخوشی بگذره بخندبه روی دنیا،دنیابه روت بخنده 🤩🤩🤩🤩
عزیزم اون دوران نامزدیشو داره طی میکنه و روال طبیعی دوران نامزدی اونجوریه ک بیشتر دوس دارن دو نفر کن ...

درسته ولی فقط تو منفعتش به فکر من میوفته واسه نت واسه شارژ واسه پول واسه کفش واسه هرچیز دیگری یعنی اونقدری که من بهش اهمیت میدم و بها میدم هیچکسه دیگع ای نمیده

۱۵سالته مغازه زدی؟بعدتنهایی نمیتونی بری بیرون ؟اصلا مغازه داری،ادم وقت بیرون و این فکرارو ندارع ک


قبلنا خودش اونجا کار میکرد بعد انتقالش دادن به من منم بخاطر  این چیزا ک با پدرم دعوا میکنم و بحث میکنم چون حوصله مغازه رو ندارم فقط دوست دارم تا عمر دارم از این ادما دور باشم

عزیزم حق داری ناراحت شی ...اما بدون خواهرت هم تازه نامزد کرده و حتما مسائلی داره که فکرشو بیشتر درگیر کرده مثل روابطش با خانواده نامزدش و نامزدش ...حتی اگه مثل من باشه شاید نگران آینده  و تصمیمی که گرفته هم باشه که آیا انتخابش درسته یا نه و زمان بیشتری میخواد برای شناخت نامزدش... تا کمی عادی شه و مدیریت کنه زمان میبره ...اصلا فکر نکن فراموش شدین فقط درگیری ذهنی خواهرت بیشتر شده کمی درکش کن 😘

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   تیر1404  |  9 ساعت پیش