سلام من ۱۵ سالمه و یه خواهر ۱۹ ساله دارم که ۹ ماه عقد هست و ۱ ماه دیگه عروسیشه
اون از وقتیکه ازدواج کرده کلی تغییر کرده و فقط بفکر خودش و شوهرشه یعنی دیگه اصلا مارو نمیشناسه من خیلی قبلنا باهاش مچ بودم صمیمی و عالی
ولی از وقتی ازدواج کرده هفته ای ۲ بار میبینمش یا خونه خانواده شوهرشه یا بیرونه
حتی اگر گریه کنم حالم بد بشه هم توجهی نمیکنه بهم ینی خیلی کهنه شدیم واسش
بعد ما کلا با فامیلامون قطع رابطه ایم و بنده هیچ دوست و رفیقی ندارم و تنهایی نمیتونم برم بیرون از اینکه اون همیشه بیرونه و موقعیت اینو داره که منم با خودش ببره ناراحتم و افسرده تر از همیشه م دیگه دارم کلافه میشم
تازگیا هم براش مبل خریدم(بنده فروشندع لوازم ارایشی و بهداشتی هستم در کنار پدرم و با تشویق ایشون که برام مغازه زدن) ولی خیلی پشیمونم میگم حیفه اون ۲۰ میلیونی که دادم واسه این اما من خیلی مهربون و دل نازکم هر کاری واسه خودشو شوهرش میکنم شوهرشم ادم محترم تو و قدرشناس تری هست نسبت به خودش اما خودش اصلاااا و ابداااا
نمیدونم باید چیکار کنم دیگه دارم کلافه میشم نمیدونم حسادته یا چی؟ لطفا راهنمایی کنید و بگید چطوری به این موضوع اهمیت ندم؟