ببینید من تقریبا دیگه ترور با همسرم ( عقدیم) جنگ اعصاب داریم اونم به خاطر اینکه من همش میگم درس بخونه و لاغر کنه اما اون سر قول و قراری نمیمونه و همش میگه انجام میدم ولی دو روز نشده دست از درس خوندن لاغر شدن بر میدارم امشب دیگه واقعا دعوای حسابی باهاش کردم اونم گفت من همینم میخوای اینجوری قبولم کن نمی خوای تمومش کن حالا شما بگید چه ری اکشنی داشته باشم
فردا هم شام مهمونم خونشون