عید که شد ناهار خونه مامانم بودیم بدو بدو اومدیم خونه مادرشوهر که اونا هم ناهار درست کرده بودن رفتم داخل به همه تبریک گفتم .به خواهرشوهرها رسیدم همه پاشدن روبوسی کردیم و تبریک گفتیم رسیدم به اون خواهرشوهر افریته عین خرس قطبی نشسته بود از جاش تکونم نمیخورد با حالت گوشه کنایه گفتم عید شما هم مبارک گفت ممنون و هم چنین با حالت خیلی بد که حالا مجبورم تو هم جز نخودیا حساب کنم نمیدونم چی کار کنم رابطمو با این افریطه بهم بزنم خونش نرم
پارسال دقیقا همین روز بود که رفته بودیم سفر به دخترم قرص داده بود بخوابه .بدون اجازه ما که دکتر گفته بود عوارض زیادی هم داره نباید خودسر خورده بشه یا یکدفعه قطع شه دعوا و داد وبیداد داشتیم پارسال الان ی ساله محل سگم بهش نمیزارم بخاطر کاری که کرد.
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره: