برادرم مریضه سرطان داره از نوع پیشرفته دکترا میگن شیمی درمانی فایده ندارن ۲۷سالشه تو زندگیش خیلی عذاب کشیده داداش شیریم هست پسرخاله وپطر عموم هم هست همه زندگیمه مامانم خیلی اذیتش میکنه یه بار مامانم بهش یه چیزی گفت که نابود شد تو بغلم زجه میزد داره جلوم آب میشه مریضیش روز به روز بدتر میشه مامانم هم اذیتش میکنه توروخدا بگید چیکار کنم
نفسم به نفسش بنده شبا تا صبح درد میکشه ولی نمیگه خیلی درد داره از وقتی چشم باز کرد عذاب کشید تا الان دکترا میگن تا چند ماه دیگه زندست وقتی پیش منه اصلا به روی خودش نمیاره که درد داره ولی داره نابود میشه از یه طرفم مامانم اذیتش میکنه به خاطر من به مامانم چیزی نمیگه بلایی سرش بیاد من میمیرم😭😭😭😭😭😭😭
چیکار کنم که آروم باشه میخوام خوشحال باشه حالش خوب باشه دارم دیوونه میشم خیلی سخته داداشت جلوت ذره ذره آب بشع الآنم با بابام دعوامون شد زد تو دلش حالش بد شد هیچی نگفت بد بابام به حرفی به من زد که داداشم داغون شد رفت تو اتاقش گریه کرد