2821
2789
عنوان

خیانت چتی

| مشاهده متن کامل بحث + 570 بازدید | 30 پست

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

هر وقت زن و شوهری نذاشتن طرف مقابلشون ب گوشیشون دست بزنه یه جای کار میلنگه 

اگه بذارن گوشیش دمه دست باشه رمزشم بدونی چی طرف ریگی هم تو کفشش باشه ولی خیلی زرنگ باشه یا خانمشو ساده بدونه

این سری داره باهوش ترعمل میکنه وگرنه چرا گوشیشو نده بهت

ولی دیدم گوشی که رمزشو میدونی ولی طرفت خیانتم میکنه وقتی میاد خونه همه رو پاک میکنه تماس و پیام خودشم میذاره رد تماس

متوجه نشدم گلم

شوهر من با همکارش ارتباط تلفنی داشتن چت و مکالمه جتی بعد اینکه همکارم نبودن ولی رمز گوشی شوهرمو میدونستم گوشیشو ازم قایم نمیکرد یا من زیادی گیجم یا شوهرم خیلی بدجنس هس

تو خیلی پاکی گیج نیستی عزیزم🤍

فداتشم لطف داری 

شوهرمم مرد بدی نبود عیاش نیست مومن هست همه به پاکیش قسم میخورن نمیدونم چرا اینجوری منو به خاطر یه همکار پس زد اذیتم کرد توقع نداشتم هر چند حرفاشون عادی بود بیشتر زنه به بهونه کار و صاحب شرکت یه کاری کرده بود لاس بزنن 

الان چکار کردی عزیزم جدا شدی،؟

نه گلم صبر کردم حیف زندگی نیست به خاطره یه چت چرت و پرت زندگی ۹ سالمو بهم بزنم آینده بچم خراب بشه درسته زیاد فرصت دادم فهمیدم باز ادامه داد تکرار کرد اولین بار که شک کردم گفت شماره آقای فلانی هست گفتم آقای فلانی چرا باید بنویسه من کیک بلد نیستم بپزم گفت اون شمارش بیشتر تو خونه دست زنشه منم باورم شد بعد یه روز گفت اونجا همکارها شماره همکار خانم رو با اسم خانم سیو نکردن یهو گفتم تو چی سیو کردی گفت همکار بعد دیدم این زنه همش پیام میده کجایی چیکار میکنی منم با شوهرم دعوا کردم اون حق نداره زیادی به تو پیام بده آمار بگیره فقط کاری شوهرم دعوا کرد قهر کرد بعد آشتی کردیم ولی میدونستم باز چت میکنن بعد یه ماه باز دیدم چت کردن شوهرم پاک میکنه مسدود میکنه من باز قیامتی به پا کردم تو آدم نشدی گفت دیگه باشه قول میدم جوابشو ندم به برادرشوهرم گفتم اومد به شوهرم گفت اونجور زنا رو من خوب میشناسم خونه خراب کنن حواستو جمع کن بردارشوهرم میخواست بره شرکت آبرو واسش نذاره من اجازه ندادم بعد دیگه من پیاماشونو ندیدم تا اینکه یه روز شوهرم مرداد ماه بود اومد گفت اون زنه چجوری ناله کردی نتونست کار کنه رفت منم گفتم خداروشکر پس رفت تموم شد ‌ولی ای دل غافل شهرریور و مهر اینا پنهونی باهم پیامکی حرف زدن حتی بهم زنگم زدن ولی من نفهمیدم چون میومد خونه مسدودش میکرد همه رو پاک میکرد آذر ماه بود یهو یه حسی به من گفت شمارشو یه بار بزن زدم دیدم نوشته پیام ارسال شد حذف شد تاریخو نگاه کردم دیدم واسه مهر ماه دنیا رو سرم خراب شد رفتم با همرا من نگاه کردم دیدم کلی پیام رد و بدل شده و تماس با شوهرم باز بدجور دعوا کردم باز به بردارشوهرم گفتم اونم زنگ زد به زنه تهدیدش کرد میگه هنگ کرد بدجور ترسید انگار بیشعور فکر کرده بود شوهرم کس و کار نداره گفته من منظوری نداشتم چشم دیگه من دوماه ازش خبر ندارم اصلا اونم پیام داد جواب نمیدم ولی چند ماه اونقدر گریه کردم روزی شده ۴ بار دل سیر گریه کنم ولی شوهرم بدجور پشیمونه همش قول میده میگم حیف نبود اون همه اعتمادمو به خاطر یه همکار بهم زدی میگه جبران میکنم  اشتباه کردم میگه باهاش حسی و عاطفی و جنسی حرف نزدم که  ببخشید یه کاری میکنم مثل قبلنا بهم اعتماد پیدا کنی میگم توکل برخدا ببینیم دیگه 


2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز