2777
2789
عنوان

مادر شوهرم

284 بازدید | 16 پست

سلام مامانا بیاین به کمکتون احتیاج دارم


خونه منو مادر شوهر تو یه حیاطه ولی از هم جدا


من یه مدته همش پیش خودم میگم اگه برم بیرون یا برای خودم خوش باشم مادر شوهرم ناراحت میشه ازم ..اینقد از این حسم متنفرم خیلی حساس شدم نمیخام ایجور بشه توروخدا کمکم کنین بگین چیکار کنم اصن پوسیدم تو خونه با دوتا بچه ..اگه برم بیرون بعد میاد حرف خودشو پیش منو شوهرم میزنه میگه زنت همش میره بیرون اینور اونور حوصله نداره کمی پیش ما بشینه خوب من دلم بیرون رو میخاد حوصله تو خونه ندارم خیلی دلم گرفته بچه ها حس میکنم دیگه دارم افسردگی میگیرم حالم بده😭😭😭

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هر روز با همسرتون برید بیرون اگه چیزی هم بگه که تنها نرفتید

ربِّ لا تَذَرنی فرداً وَ أَنتَ خیرُ الوارِثین                                         🌸پروردگارا✨دستانم بسوی توست🌸نگاهم به مهربانی و کرم توست✨با تو غیر ممکن‌ها ممکن می‌شود🌸نا ممکن‌های زندگی‌ام را ممکن بفرما✨که باخدای بی‌همتایی چون تو🌸معجزه زندگی جان می‌گیرد✨الــهــی آمـیـــن🙏🏻 خدایا شکرت که بهترین معجزه زندگیم پسر نازمو بهم دادی

مادرشوهر منم با من همین کار رو کرد 

خدا لعنتش کنه 

افسردگی گرفتم 

حالم اصلا خوب نبود 

دیگه داشت زندگیم به جدایی می‌رسید 

که شوهرم از خونه آمد بیرون 

والان از اون روز ۷ سال گذشته 

ببین تنها شما نیستین که این حسو دارین 

کلا یکجا زندگی کردن بدترین عیبش اینه که آدم حتی  اختیار تربیت بچه ش رو هم نداره و حتی واسه یه خرید کردن و بیرون رفتن ساده باید از چند نفر دیگه اجازه بگیره و حتما هم اطلاع بده دوستم میگه ازصبح تا ظهر پیش مادرشوهرم همین که نمیخوام برم تو خونم یه ذره راحت باسم و بخوابم مادر شوهر اخم میکنه که همینجا بخواب 

یعنی توقع دارن عروس از ۶ صبح تا شب کنار مادر شوهر بشینه 

مثلا چیکار

مثلا... چون تو ی حیاطید... شب در میون برید شب نشینی... اینجور نباشه کل هفته نری... بعد باز هفته بعد پشت هم... ک ب چشم نیاد... مثلا هفته ای ی بار بگو بیان ناهار و شام... ولی چون تو ی حیاطید خودتو لازم نی اذیت کنید... یا اش و چیزای هوس برانگیز میزاری تو دلت ی نظم بچین هفته ای ی بار تعارفی ببر... بعد از اونور بعدظهر یا ظهرا م هوا خوبه بچه ها رو ببر بیرون... نظم ک باشه رفتن‌ها ب چشم میاد...و نظم زندگیتو قبول میکنن. ما مادرشوهرم در حالت عادی خیلی گیر میدادن ولی نزدیکیم از وقتی زیا سلام میرفتیم(نسبت ب نزدیکی خونه مون، عین غریبه ها میرفتیم قبلش) و نظم داره مثلا میدونن فلان روز ها میریم فلان جا دیگه ناراحت نمیشن. قبلش تو خونه بودیم اونا نارحت ک شما بی ما میرید تفریح... 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792