۱۸سالمه عشقم۲۰سالشه چند ساله عاشقه همیم و میخوام به ارزومون برسیم خیلی سعی کردیم که خانواده من راضی بشن ولی خانوادم از عشقم و خانوادش بخاطره حرف چند نفر بدشون میاد ازشون نفرت دارن (حرفاشونم همش دروغه )هرکاری که فکرشو بکنید انجام دادیم حتی خودکشیم کردم دعا کردیم که راضی بشن ولی نشدن اینم بگم خانوادی عشقم منو خیلی دوست دارن توی شهر ماهم دخترا خیلیاشون زود ازدواج میکنن منم دیگه واقعا هیچ راهی واسم نمونده اخرین بار بابام که فهمید منو عشقم باهم حرف میزنیم پامو شکست الان تنها امیدم چله زیارت عاشوراست اخه قراره اخرای فروردین بیان خاستگاریم منم میدونم بیان خاستگاریم بابام اخلاقش خیلی بده اذیت میکنه و بازم دعواها شروع میشه میشه راهنمایی کنید که وقتی اومدن خاستگاری من چیکار کنم تو این چهل روز که میخوام چله زیارت عاشورا به روش حق شناس رو انجام بدم چیکار کنم که بفهمن واقعا هنوزم تو فکره عشقمم😔😔