من خودم یه بار از رابطه ی خوبم با یکی از آشناها اینجا گفتم،بعد از اون یههه جوووری بین من و اون شخص دعوا راه افتاد(اونم سر یه مسئله ی خیلی چرت) ک تا یه ماه قهر بودیم😶😶😶
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
یعنی اصلا تا حالا چشم نخوردی؟ یعنی از خوشی هات گفتی؟
هرچی که هست همه می بینن اطرافیانم چرا اتفاقات بد داشتم من جداشدم پسرم تصادف کرد دسش قطع شد وپیوند شد خودم تصادف داشتم خیلی اتفاقات ولی چشم کسی نمیتونه رو خوشی یا بدبختی من تاثیر داشته باشه من نظرم اینه شما از خوشیت که میگیت بعد نگرانی اتفاق بد نیفته خوب جذبش میکنی نه اینکه اونا چشمت زدن
ببخشید.نظر شما راجب سحروجادو چیه؟میتونه اثر بزاره روی زندگی؟ یا با بالا بودنه ارتعاش مون تاثیر نمیذا ...
اونم خیلی اعتقاد ندارم ولی اون قوی تره
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "