2777
2789
عنوان

جاری احمق

| مشاهده متن کامل بحث + 1037 بازدید | 65 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب اینکه ادمی کسی را دعوت نکنه تولدش تصمیم شخصیش هست .

منم اگه تولد میگرفتم (که نمیگیرم) جاری و خواهر شوهر تو تولدم دعوت نمیکنم .دلیلشم اینه که دوست ندارم داستان ایجاد شه .

کلا خانواده شوهر و جاری ، مستعد داستانن

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

واقعا واسه همچین چیزی اشک ریختی؟؟؟؟؟؟ بابا بیخیال کاری که عوض داره گله نداره

یهوبغضم گرفت بی اختیاراشکم ریخت....عوضشوکه حتمادرمیام.

دختری دارم ازخیابان بهارکوچه فروردین پلاک۳😍🥰🥰
کدوم حس

همين حس بد اومدن ازشون

چند باره زنگ ميزنم

ميبينم با هم بيرونن 

ى كم ناراحت شدم

اما نميدونم امروز چم شده بود كه انقدر ناراحت بودم ازشون

كلى گريه كردم

اگه بد بودم دلم نميسوخت

اما عيبيين خانواده خودم دوسشون دارم

خواهرشوهرا با جارى رفتن خريد و ارايشگاه و اين ور اون ور

به من نگفتن 

دلم سوخت

به شوهرت بگو به مادرش بگه  من اینجور مواقع مادرشوهرم و میندازم وسط

مادرشوهرم ازاونم بدترهمشون برام مردن دیگه نمیخام دیکه ببینمشون 

دختری دارم ازخیابان بهارکوچه فروردین پلاک۳😍🥰🥰
بیخیال اصلا دوستت واسه همین ک اشکت در بیاد گفته بوده ب درک مهم نباشه واست

چه ربطي داره اگه نميگفت خيانت ميشد ولي نميدونم چرا از قبل نگفته يا دوستشو كه دعوت نكرده چرا بازم رفته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792