2777
2789
خدایا بیا منو بکش به جاش ساحلو زنده کن تا من از شر این تاپیک هایی که درباره ی پوست شیر و مرگ ساحله خ ...

ن خب من ندیدم تایپکاشونو ک از اونجا بخونم بعد برام سوال شد گفتم خودم تاپیک بزنم 

  میگي حاضري براي عشق بمیري درصورتي که نه چیزي از مردن میدوني و نه چیزي از عشق :)  

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

اینجوری ک فیلم الکی میشه دیگه 

البته خب ما ایرانی ها به پایان خوش و قابل حدس عادت کردیم یکم سخته بپذیریم همه سریالا اونجوری پیش نمیرن 

منم خودم جا خوردم منتظرم ببینم چی میشه آخرش

۳۵موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد:  یک ضرب المثل قدیمی هست که می‌‌گوید جوانی را جوان‌ها به هدر می‌‌دهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه می‌‌خورند بتوانید بهتر جوانی کنید:۱-چرا وقتی می‌توانستم سفر کنم، نکردم!۲- چرا زبان دومی نیاموختم!۳-چرا وقتم را به خاطر رابطه‌ای تمام شده تلف کردم!۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالم‌تر و بدون چروکی داشته باشم!۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقه‌ام به کنسرت نرفتم!۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!۸- چرا خود را گرفتار سنت‌ها کردم!۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!۱۳- چرا به راهنمایی‌های والدینم گوش ندادم!۱۴-چرا خودخواه بودم!۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمی‌خوردم!۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!۲۱- چرا بیشتر مراقب دندان‌هایم نبودم!۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!۲۳- چرا زیاد کار کردم!۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!۲۷- چرا گرفتار کلیشه‌های فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!۲۸- چرا دوستی‌هایم را ادامه ندادم!۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!۳۰- چرا انسان ریسک‌پذیری نبودم!۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوست‌شان داشتم وقت نگذراندم!۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم.
ن خب من ندیدم تایپکاشونو ک از اونجا بخونم بعد برام سوال شد گفتم خودم تاپیک بزنم 

شوخی کردم عزیزم راحت باش 😜❤️

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
خدایا بیا منو بکش به جاش ساحلو زنده کن تا من از شر این تاپیک هایی که درباره ی پوست شیر و مرگ ساحله خ ...

امروز توی خونه ما ۴ بار از تلویزیون پخش شد، دیشب خودم و بابام دیدیمش، ظهر داداشم از تلویزیون دید، عصر مامانم، شب باز خواهرم و مامانم(چون مامانم گفت عصر اولاشو حواسم نبود ندیدم😐)

حالت تهوع گرفتم

دو صد گفتار نیم کردار نباشد کردار نیکو کن گفتار نیکو هنر نیست 🍃🌿☘ همه عالم تن است و ایران دل 💚🤍❤

بچه ها من بنظرم ساحل نمرده ساحل خودش داره خواب میبینه 

چون اگه بمیره خب دیگه فیلمه الکی میشه 

  میگي حاضري براي عشق بمیري درصورتي که نه چیزي از مردن میدوني و نه چیزي از عشق :)  
امروز توی خونه ما ۴ بار از تلویزیون پخش شد، دشب بابام دیدش، ظهر داداشم از تلویزیون دید، عصر مامانم، ...

من اصلا نمی تونم با سریال های ایرانی ارتباط برقرار کنم خیلی آبکین

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

12657

ازسارابپرس | 31 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز