رفته بود دماغشو عمل کنه پلیپ داشت من نمیشد هیچ جوره باهاش باشم و یه شهر دیگه باید عمل میکرد به قدری قبل و بعد عمل استرس داشتم که ۳ بار رفتم زیر سرم و بهش نگفتم بعد عمل جای سرم متوجه شد.اونجا از دوستاش امار لحظه به لحظه میگرفتم تا اومد بیرون و بهوس اومد و صداشو شنیدم ۱۰ روزهم ندیدمش چون خانوادش منو برای ازدواج قبول ندارن ما صیغه شدیبم و خونه جدا گرفتیم که بیشتر اونجا میریم وقتی اومد خونه خودمون پیشم یه شاخه گل رز ابی بهم داد چون خیلی خیلی دوس دارم ایتقدر ذوق کردم که جلوی در بغلش کردم و گریه میکردم 🥰
دوست عزیز بنظرم داری اشتباه بزرگی میکنی، شما هنوز اول راهی، جوونی کلی فرصت خوب میتونی داشته باشی اونوقت نشستی منتظر یه مردی که ازت ۱۰ سال بزرگتره، بچه داره، خانوادش راضی به وصلتتون نیستن و بدتر از همه چون زنش بهش خیانت کرده نسبت به زن دید بدی داره😐😐😐😐
ای بابا چرا راضی نبودن ؟😢 منم دیدم خیلیا رو که راضی نبودن برای ازدواج بچه هاشون ولی بعدش با ...
میگن چون قبلا ازدواج کردی بچه داری نمیشه و اصلا .خوب مگه من حق زندگی کردن ندارم.من که به اجبار نمیخوام وارد زندگی کسی بشمزمان زیادی رفته تاهمو انتخواب کردیم
همون خودت رو به ندونستن زدی!!! خانواده اش هیچوقت تورو قبول نمیکنن همیشه به عنوان کسی که پسرشون رو ...
افکار اونا به من ارتباطی نداره چون من هرگز این کارو نکردم و پسرشون و از راه به در نکردم.اوناچون منو نمیشناسن دارن برای خودشون تلخی میارن.مهم اینه ماهمو دوست داریم تلاشمون ک میکنیم برای درست شدن نشد هم زندگیمون و خودنون درست میکنبم نیازی به کسی نداریم