سلام من تازه وارد شدم تاالان فقط خواننده خاموش بودم لطفا کمکم کنید خواهرانه راهنماییم کنید شما باشین با وجود یه بچه یک سالو نیمه ازشوهرتون جدامیشید یا نه
خودتون روبزارین جای من دختری به شدت حساس خیلی زود رنج باهمه مهربونم و ازته دل براهمه دلسوزی میکنم به شدت به خانواده وابستم شوهرم ادم دل پاک اما زبون به شدت تلخ با اطرافیان و بدبین همه چیزو به خودش میگیره خانوادش واقعا احتراممو دارن توهمه سختیا کنارم بودن درست مثله خانواده خودم هیچ گلایه ایی ازشون نداشتم تابه حال تنها درده من تنها غمه من ارتباط نداشتن همسرم با خانوادمه که از امروزشروع شده ونمیدونم بعدها درست شه یا نه
نه اصلا ازادم کاملا هرچی بخوامم دراختیارم میزاره نسبت به دیگران بدبینه مثلا خانواده هامون یا فامیلا
خب عزیزم اشکال نداره. اینکه چیزی نیس ک بخاطرش بخوای طلاق بگیری.. هیچ ادمی کامل نیس.. بدی داره خوبی هم داره،، سعی کن مهم نباشه واست، اگر حساس بشی. حساسترمیشه
خب عزیزم اشکال نداره. اینکه چیزی نیس ک بخاطرش بخوای طلاق بگیری.. هیچ ادمی کامل نیس.. بدی داره خوبی ه ...
چی بگم عزیزم نمیدونم حس میکنم کلا چون ازاول خانوادم مخالف بودن وخیلی سختی کشیدیم بدبینی تو دلشه و نسبت بهشون عقده داره تاالانم باهاشون بدنبوده یا یی احترامی نکرده هیچوقت اماالان به خاطره اینکه بابام بهش تند شد و حرف زد میگه دیگه رابطه ندارم
عزیزدلم. وقتیدیه خانمی ازدواج میکنه. دیگه نباید وابستگی به خانوادش داشته باشه.. فرض کن برعکس بود. شو ...
خودش وقت بیکاریش دراختیار منو دخترمه خداییش ویزی کم نمیزاره اما من هیچوقت خقیقتا اولویتم همسرم نبوده هرچه قد تلاش میکنم خانوادم فقط اولویتمن هرچی بگن هم میره تو سرم واینم بگم هیچوقت هیچی برام کم نزاشتن خانواده خیلی وقتا رفتارا بدی هم داشته شوهرم نادیده گرفتن اما خودم حس میکنم ته دل هیچکدوم شوهرمو دوس ندارن دیگه
چی بگم عزیزم نمیدونم حس میکنم کلا چون ازاول خانوادم مخالف بودن وخیلی سختی کشیدیم بدبینی تو دلشه و نس ...
از نظر من. حق داره.. بهتره طرفدار شوهرت باشی.. وقتی خاندادت راضی نبودن. باید به انتخاب تو احترام میزاشتن. نباید باهاش بدتا کنو. چون راضی نبودن.. زندگی خودتو بهم نریز بخاطر دیگران. تو نباید اجازه بدی کسی به همسرت توهینو بی احترامی کنه.. وقتی خودت انتخابش کردی خانوادتدگ باید بپ ذیرن. معلومه دلش از دست خانوادت پره.. پدرتون که بد باهاش حرف زده بدتر.. احتمالا توهم زیاد طرفداری خانوادت میکنی. بدتر ناراحت شده.. خودت بزار جای اون متوجه میشی.. واقعا اولویتت شوهرت و بچت باشه. ن خانوادت. ازنظر من نزار بهش بی حرمتی کنن. که احتراما ازبین بره.. اونم روز ب روز بدترمیشه ها. اینجور
از نظر من. حق داره.. بهتره طرفدار شوهرت باشی.. وقتی خاندادت راضی نبودن. باید به انتخاب تو احترام میز ...
پدرم همیشه درکنارش بوده موقعه مشکلاتش درست مث پسر خودش مامانم یسره درحال پذیرایی ازش هیچکدوم درلون حد نبودن که شوهرم ایقد ازشون کینه بگیره اصن گیرم حرکات خانوادم بد اما شوهرم میتونه نمک نشناس نباشه یادش بیاد که تو مواقعه سختی فقط خانواده من کنارش بودن گذشته ها گذشته اما شوهرم اینجور نیست با یه بدی همه خوبیاو فراموش میکنه فقطم با خانواده من نه بلکه با خانواده خودشم
خودش وقت بیکاریش دراختیار منو دخترمه خداییش ویزی کم نمیزاره اما من هیچوقت خقیقتا اولویتم همس ...
خب عزیزم ببین مشکل از خودته اول.. واقعا اینقدر وابسته خانوادت بودی چرا ازدواج کردی. همین یه مشکل بزرگه. فکر کن شوهرت وابسته خانوادش بود اولویتش خانوادش بود. حرف خانوادش روت تاثیر میزاشت. یا خانوادش راضی نبودن تورو عروس خودشون کنن.. و بهت هم بی احترامی میکردن.. صبح تا شب برعلیه تو، تو گوش شوهرت میخوندن. تورو دوستت نداشتن.. خب؟ میبینی زندگی به ی روزه رو هوا میره اینجور.. خب تو چه حالی داشتی؟ معلومه ازشون متنفرمیشدی. بدت میومد. رابطتو کم میکردی.. حتی از شوهرت هم متنفر میشدی چون تو واسش ارزشی نداشتی... فکرکنی بهش متوجه میشی
[QUOTE=277714903]خب عزیزم ببین مشکل از خودته اول.. واقعا اینقدر وابسته خانوادت بودی چرا ازدواج کردی. همین یه مشکل بزر ...[/QUOTEشاید شما درس میگین من ازشوهرم انتظاردارم چون منو دوس داره وادعا میکنه من براش خیلی مهمم از این مساعل بگذره وبتونه عادی باشه دوس ندارم رابطشو قطع کنه
پدرم همیشه درکنارش بوده موقعه مشکلاتش درست مث پسر خودش مامانم یسره درحال پذیرایی ازش هیچکدوم درلون ح ...
ببین گلم میفهمم چی میگی بعضی ادما بدی یادشون نمیره وقتی غرورشون میشکنه... یکیش خود من.. بهم بدی کنن واقعا دلم بشکنه. اگر طرف دوبرابرش بهم بدی کنه. باز تخم دلشکستگی و کینه رو تو دلم کاشته... شوهرت دقیقا اخلاقش مثل من میمونه،، این خوبی کردنا واقعا چه فایده داره وقتی با زبون و نیش و کنایه طرفو ازار بدی.. پدرتون بخاطر تو هست که احترام همسرت رو نگه میداره، هرکار میکنه بخاطر توئه،، من قشنگ درک میکنم همسرت چه اخلاقی داره.. بنظرم وابستگیتو کم کن. جلو روش اینقدر طرفدار خانوادش نباش. محبت بیشتر کن بهش.. ی مدت نرو خونتون.. فقط اینجوری میتونی حالشو خوب کنی.. پشتش باش.. درسته خانوادت حمایتت میکنن.. ولی اگر طلاق بگیری پشیمون میشی. بعدا متوجه میشی که هرکس تو زندگی خودشه. این وسط تو الکی بخاطر دیگران زندگیتو خراب کردی.
کلا خودم بیشتر همسرمو مقصرمیدونم چون زبانش تلخه خوش رو نیست براهمین کسی نمیتونه باش راحت باشه بابامم به خاطره اینکه شوهرم حرف حرف خودشه وتو ذهنش فقط تصویر سازی های غلط داره بهش حرف زد کلا خیلی دنبال گلایه از دیگرانه شب وروز ومن خستم ازاین خصلتش اصنم ناراحت نشدم که بابام بهش حرف زد
خانوادم اصلا با طلاق موافق نیستن اصلا شوهرم فامیله هم خانوادمم درسته بعضی حرفاشون درس نیست اما هرگز ...
خب پس خداروشکر که راضی نیستن به طلاق،، چون بعضی خانواده ها دیدم خودشون طلاق دخترشون میگیرن،،. بنظرم حساس نشو زیاد چون خودتو اول اذیت میکنی و باعث بیماری خودت میشی. زندگی تلخ نکن براخودت. بشین مفصل با همسر جان صحبت کن. مشکلتون حل بشه. بزار حرف دلشو بزنه. حرف دلشو از زیر زبونش بکش. با خوبی و محبت.. مطمعن باش بهت میگ. از قدیم گفت با زبون نرم میشه یه کوهو با نخ کشید