شوهرم میرفت دفترشون برای کاراش
کار شوهرم جوریه ک تقریبا میشه گفت هر روز صبح میرفت دفترشون یکی دو ساعت
شوهر منم قبول کرد اشتباه کرده
ولی برای من چه فرقی داره قبول کنه من نابود شدم زنگمیزنم بهش بر نمیداره با خودم میگم حتما با اون دخترس
میشینه پیام میده ب کسی میگم حتما ب اون پیام میده
من حالم انقد بد بود با اینکه پیامارو دیده بودم گریه میکردم میگفتم آوردیش خونه ی من برو گمشو تو نجسی
من اصلا انتظارشو نداشتم ب حدی نابود شدم ک انگار فهمیدم خدایی نکرده شوهرم با کسی رابطه جنسی داشته