چرا بعد چند ماه خدایا یادم نمیره هر چند میدونم در حد چت و تماس بود حرفاشون عادی و خیلی رسمی بود عوضش زخمم خوب بشه بدترم میشه به خاطره اینکه ۳ بار فهمیدم گفتم به شوهرم دیگه نبینم برعکس پنهونی و محتاطتر کارشو ادامه داد الانم من نمیتونم ساده بگذرم همش به روش میارم سرزنشش میکنم گریه میکنم میگه بس کن دیگه میگم پس تو چجوری بس نکردی از اول این ماه منو به یه همکار فروخت خر فرض کرد یعنی اونقدر براش مهم بود