2821
2789
عنوان

ضایع بازی

473 بازدید | 24 پست

بچه ها لطفا از گند هایی که زدین چند تا تعریف کنین یه کم خوش باشیم

من کارمندم امروز ساعت ۱۴:۳۰ ظهر که از اداره خارج شدیم سوار سرویس بشیم یکی از همکارا بعد من نشست میخواستم بگم خسته نباشید نمیدونم چرا یهویی گفتم صبح به خیر همکارا زدن زیر خنده.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یه ضایع بازی دیگه...

چند روز پیش پریود بودم خیلی خیلی ببخشید نوار بهداشتی خیلی اذیت میکرد چسبیده بود اومدم قسمت پذیرایی که یه کمی کم نور بود و همه ی چراغ ها روشن نشده بود دیدم کسی نیست نوار بهداشتی رو با صدا کشیدم که از پوست جدا شد یهو برگشتم دیدم بابام نشسته جایی از پذیرایی که فکرشو نمیکردم تا فردا جلوش آفتابی نشدم.

یکی دیگه

یه بار جایی رفته بودم که به خونمون نزدیک بود تقریبا یه کوچه اون ورتر.نگو من دمپایی رو لنگه به لنگه پوشیدم و اصلا متوجه نشدم رفتم اونجا هم کلی نشستم موقع برگشتن بیچاره صاحب خونه رو کچل کرده بودم که کفش های منو بردن هیچ کدوم از اینا ماله من نیست اونم داشت دنبال کفش میگشت برام اومدم خونه دیدم دمپایی ها لنگه به لنگه هست تازه متوجه شدم که چه گندی زدم برگشتم و آروم دمپایی های لنگه به لنگه رو برداشتم و اومدم خونه

دوست همسرم مبل فروش بود منم میخواستم بخرم رفتیم مغازه من از یه طرحی خوشم اومد رفتم نشستم روش که ببینم راحته یا نه.یه لحظه دیدم همسرم برگشت به طرف دیوار داره میخنده توی همین لحظه فروشنده گفت خواهر ببخشید تشک آماده نبود که نصب کنیم اینا الان بدون تشک هستن

من😡

یکی از فامیل های شوهرم گروه موسیقی داره هر سال تولد پسرم بدون این که من بهش بگم دستگاه هاشو میاره و کلی دلخوشی میکنیم تا اینکه پارسال که اومده بود من تصمیم گرفتم یه کادو بهش بدم تا شاید یه کم جبران کرده باشم کادو رو دادم دستش میخواستم بگم فلانی شما همیشه منو شرمنده کردی یهویی برگشتم گفتم آقای .... شما همیشه منو پشیمان کردی.فکر کن خونه منفجر شد.

2790
2823
2791
2779
2792