2777
2789
عنوان

ضایع بازی

| مشاهده متن کامل بحث + 487 بازدید | 24 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه بار دختر دبیرستانی بودم از مدرسه ما رو بردن اردو یه شهر دیگه برای ۳ روز

اونجا ما رو بردن یه کافی شاپ خیلی شیک که از فضا بوی ادکلن میومد برامون بستنی آوردن ترکیب بستنی و میوه و آب میوه بود راستش تا اون موقع نخورده بودم اینقدر هم عجول بودم که صبر نکردم ببینم دوستام چه جوری میخورن شروع کردم قسمت بستنی ها رو از آبمیوه و میوه جدا کردم و بستنی رو گذاشتم توی بشقابی که زیر گیلاس بود و شروع کردم به خوردن فقط لحظه ای که سر بلند کردم نگاه های مردم دیدنی بود.

من😔 جمعیت😄

پسر خالم عادت داشت پشتش قولنج میکرد مامانش میرفت پشتش رو میشکست تا راحت بشه

یه بار که خونه پر از مهمون بود طفلک دراز کشید به مامانش گفت بیا رو پشتم قولنج کردم تا مادرش پاشو گذاشت رو پشتش یکی محکم گوزید جمع منفجر شد از خنده برگشت به مامانش گفت آخه من گفتم اونجا رو لگد کن آخه؟

پسر خالم عادت داشت پشتش قولنج میکرد مامانش میرفت پشتش رو میشکست تا راحت بشه یه بار که خونه پر از مه ...

 ای ای ای 

خاله من خیلی شوخه یک شب شب عاشورا دیگ داشتن امد دراز کشید به عروس داییم گفت سهیلا جون میای قلنجم بگیری همیطور که داشتن پایین صلوات می فرستادن ما خانوم ها مشغول قلنج فودیم ساعت ۳ شب یهو خالم خندید وسط قلنج بلند گوزید خونه منفجر شد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز