یه بار دختر دبیرستانی بودم از مدرسه ما رو بردن اردو یه شهر دیگه برای ۳ روز
اونجا ما رو بردن یه کافی شاپ خیلی شیک که از فضا بوی ادکلن میومد برامون بستنی آوردن ترکیب بستنی و میوه و آب میوه بود راستش تا اون موقع نخورده بودم اینقدر هم عجول بودم که صبر نکردم ببینم دوستام چه جوری میخورن شروع کردم قسمت بستنی ها رو از آبمیوه و میوه جدا کردم و بستنی رو گذاشتم توی بشقابی که زیر گیلاس بود و شروع کردم به خوردن فقط لحظه ای که سر بلند کردم نگاه های مردم دیدنی بود.
من😔 جمعیت😄