با باباش اومده بود خونه مامانبزرگم بعد باباش زودتر اومد من سلام کردم یه نگاه انداختم دیدم کسی نیست درو داشتم میبستم دیدم عِههه عین بت من داره میپره درو بگیره بسته نشه که بسته شد🤣💔وایی آب شده بودم از خجالت هی معذرت خواهی میکردم اونم میگفت اشکال نداره متوجه شدم ندیدید🤦🏻♀️😅
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود
یه سایت بود بعد راجع به مشکل گیاهت میپرسیدی راهنماییت میکردن منم یه گل داشتم داشت خشک میشد اومد توی سایت که راهنمایی بگیرم بعد گوشیم هم روی تصحیح خودکار و اون پیشنهاد ها بود اومدم بنویسم ببخشید یه گل دارم داره خشک میشه چکار کنم؟!
نوشتم سلام ببخشید یه گا ه دارم داره خشک میشه چکارش کنم😐😂حالا هر کار میکردم لامصب نمیشد پاکش کرد 🤣💔
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود